![]() |
![]() |
|
بهار من چرا تو جلوه سازه ای؟ بهار من نمی شوی چه بوده آن گناه من، که یار من نمی شوی؟ بهار من گذشته شاید! شکوفه ی جمال تو شکفته در خیال من چرا نمی کنی نظر به زردی جمال من؟ بهار من گذشته شاید! تو را چه حاجت نشانه ی من؟ تویی که پا نمی نهی به خانه ی من چه بهتر آن که نشنوی ترانه ی من! نه قاصدی که از من آرد گهی به سوی تو سلامی نه رهگذاری از تو آرد گهی برای من پیامی بهار من گذشته شاید! غمت چو کوهی به شانه ی من ولی تو بی غم از غم شبانه ی من چو نشنوی فغان عاشقانه ی من؟ خدا تو را از من نگیرد ندیدم از تو گرچه خیری به یاد عمر رفته گریم کنون که شمع بزم غیری بهار من گذشته شاید... پ.ن۱-بهار من با صدای حسن ستّار رو حتماً گوش کنید.اگر ندارین دانلودش کنین.از اینجا:بهار من(24kbs-- 1/06MB) پ.ن٢-هر چی گشتم نتونستم نام ترانه سرا رو پیدا کنم.هر کی میدونه،حتماً به منم بگه.
خدا تو را از من نگیرد ندیدم از تو گرچه خیری به یاد عمر رفته گریم کنون که شمع بزم غیری بهار من گذشته شاید... هشدار:افرادی که دچار مشکلات خانوادگی و گرفتاری های روحی و ازین حرفا هستند یا به تازگی طلاق گرفته اند،اکیداً از شنیدن این ترانه پرهیز کنن!در غیر این صورت حتماً از تجهیزات مقابله در برابر سیل استفاده کنن. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 7:17 بعد از ظهر توسط امیر |
|
وقتی زیر سقف آسمون قدم می زنم،به زمین و زمان فخر می فروشم! چرا نفروشم؟ وقتی می بینم یه نفر بدون هیچ چشمداشتی دوستم داره...وقتی می دونم حتی وقتی که به فکرش نیستم،به فکرمه...وقتی حس می کنم همیشه کنارمه،حتی وقتی که هزار فرسنگ ازش دورم...وقتی می شنوم که صِدام میکنه:((مرا دعا کنید تا برایتان برآورده کنم ))،پس چرا فخر نفروشم؟! پ.ن١:بعضی وقتا فکر می کنم وبلاگ نویسی سخت ترین کار دنیاس. پ.ن٢:هر کس به سوی قبله ی خود رو به نماز است!!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 10:24 بعد از ظهر توسط امیر |
|
... تغییرات ادامه داره.یه جزئیاتی هست که حتماْ اصلاح می شه.عکس بکگراند کار خودمه.ممکنه یه تغییراتی به اونم داده بشه.منتظر باشین... |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 4:49 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ساعت 5 بعدازظهر شنبه،یکم اسفند 1360،اولین باری بود که گریه کردم
|
|
RSS
|