![]() |
![]() |
|
دلم می خواست می شد واست دشتو چراغونش کنم ماهو بزارم تو چشات ستاره بارونش کنم وسط میدون ببرم بازارو ارزونش کنم داد بزنم خاطرخواتم عشقو فراوونش کنم
دلم خیلی چیزا می خواست.ولی فعلاً بهتره خفه شه.مگه نه؟!!!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 7:28 قبل از ظهر توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ساعت 5 بعدازظهر شنبه،یکم اسفند 1360،اولین باری بود که گریه کردم
|
|
RSS
|