![]() |
![]() |
|
تقدیم به همه ی زنان ایرانی ...و به خواهر همیشه بیدارم،به زهره هنوز تنهاتر از تنها منم،من همون بیگانه از خود در تنم من اگر زیبا به قامت پیرهنم من، پر از احساس عاشق بودنم من بخود می بالم از اینکه زنم من زنی که در مثال همتای ماهم به دنیایی میرزه یک نگاهم منی که قلب عاشق را پناهم چرا خود بی کس و بی تکیه گاهم ؟ چرا عاشق شدن بوده گناهم؟ وقتی خدا تن آفرید از برگِ ُگل زن آفرید احساس عاشق بودنو به خاطر ِ من آفرید من چرا شیرین ِبی فرهادم امروز؟ که برده زندگی از یادم امروز؟ من بهاری گمشده در بادم امروز شکسته در گلو فریادم امروز وقتی خدا تن آفرید از برگِ ُگل زن آفرید احساس عاشق بودنو به خاطر ِ من آفرید همایون هوشیارنژاد
در مورد این ترانه،عجیب ترین نکته اینه که سراینده ش یه مرده!!!بازم بگین مردا بدن.مردا هیولان!!! بعدشم این ترانه در مورد همه ی خانوما صدق نمی کنه.آخه بعضیاشون واقعاً... طفلکی شیطون.اونم تو کار این عجیب ترین مخلوقات خدا،متحیر مونده!!! و در آخر... وقتی خدا تن آفرید
از برگِ ُگل زن آفرید
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم آبان 1384ساعت 1:6 قبل از ظهر توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ساعت 5 بعدازظهر شنبه،یکم اسفند 1360،اولین باری بود که گریه کردم
|
|
RSS
|